به یاد ندارم که در کلاس به شیطنت دانشجویان عکس العملی نشان داده باشم و حتی شیطنت آنها را بدون آنکه متوجه بشوند زیر نظر میگرفتم و سعی میکردم روحیات آنها را یک جوری بفهمم. تنها یک بار درکلاس شیمی عمومی حدود سال 78 از دانشجویی خواستم کلاس را ترک کند چون علاوه بر شیطنت مزاحم دیگران هم میشد. جلسه بعد، وقتی کلاس تمام شد با او حرف زدم و قدم زنان تا اتاقم آمد. در اطاق علت ناراحتی و مزاحمت را پرسیدم . گفت راستش را بخواهید ما دانشجویان مهندسی فشار درسی داریم و کلاس شما و کلاس های علوم را زنگ تفریح میدانیم و الان اینجا که نشستم هنوز هم خستهام و دلم میخواهد تقریح کنم. گفتم یک چای میخوری با ناباوری سر تکان داد. از آبدارخانه برایش چای آوردم خورد و بعد از عذرخواهی فراوان تشکرکرد رفت. عاقبت هم با نمره متوسط درس را گذراند.
چندین سال بعد با یک گروه از اساتید علوم ومهندسی برای بازدید از ucf رفتیم. در بین مدیرانی که درآن بازدید از ما استقبال و همراهی میکردنند چهرهای آشنا زیادی بود که اکثرا جوان بودند. میگفتند مسن ترین آنها 37 سال دارد و معاون 33 سال و وعده میدادند که معاون هم خواهدآمد. وقتی معاون آمد چهره اش از همه برایم آشناتر بود. در ابتدای جلسه معرفی اهداف کارخانه وقتی چای آوردند معاون خودش یک چای برداشت و به طرف من آمد و آهسته گفت: اگر خسته هستید خودم بروم از آبدارخانه برایتان چای بیاورم. او همان دانشجوی شیمی عمومی بود که همه چیز در خاطرش باقی مانده بود و اینطور از ما استقبال کرد. شیطنت اقتضای سن نوجوانی است اما ممکن است در هر سنی خودش را نشان بدهد که به نظر من نشانه بروز استعداد و خلاقیت هم هست. معاون یک چنین سیستمی باید در کلاس دروس علوم خیلی تفریح کرده باشد.