دکتر محمدعلی زلفی‌گل

پند استاد و يك عمر شرمندگي شاگرد

دکتر محمدعلی زلفی‌گل - پند استاد و يك عمر شرمندگي شاگرد

روزي خدمت استاد عزيزم جناب آقاي دكتر ايرانپور رسيدم و عرض كردم يكي از دوستان از من خواسته است كه فلان معرف را كه من ساخته ام به ايشان بدهم تا با آن واكنش هايي را انجام دهد، با توجه به اينكه ايشان قديمي‌تر هست و زودتر دفاع خواهد كرد. آن‌وقت نو بودن كار من از بين مي‌رفت. استاد ايرانپور يكي از دستانش را باز كرد و با دست ديگرش با اشاره به اينجانب فرمودند، زلفي جون انسان بايد دستش باز باشد تا هم بشود چيزي در آن گذاشت و هم چيزي از آن برداشت. دست انسان كه بسته باشد، نه مي توان چيزي در آن گذاشت و نه چيزي از آن برداشت. به نظرم اگر دست انسان باز باشد، لذتش خيلي بيشتر است، و كسي از دست باز داشتن متضرر نشده است. سپس فرمودند من ايشان را منصرف خواهم كرد. اين پند استاد يكي از بزرگترين تنبيه هاي من بوده و هست. چرا كه الان هم كه يادم مي‌افتد، عرق شرم بر پيشانيم مي‌نشيند. شايد پند استاد ترجمه ضرب المثلي هست، كه مي گويد "از هر دستی بدهي از همان دست پس مي‌گيري"، جالب اينكه از اين دست اتفاقات، مكرر بين دانشجويانم رخ داده، كه بيان پند استاد براي ايشان رهگشا بوده است.