استاد نوروز ملکی

استاد نوروز ملکی -

یکی از بچه ها می‌گفت یک روز ظهر یکی از اساتید رفت در اتاقی بخوابد بعد از یک ربع دیدیم یک صدائی از داخل اتاق آمد. با نگرانی رفتیم دیدیم دکتر کاملا سفید شده و وسط اتاق ایستاده نگران شدیم ولی بعد تکان خورد و صحبت کرد دیدیم سالم است. حالا همه سرو صورت و لباسهایش سفید شده بود. گفتیم چطور شده دکتر گفت خواب بودم پام خورد به کپسول آتش نشانی ( از نوع پودری) افتاد و ضامنش در رفت و همه پودرها پاشید به سرو صورت و لباسم. به دوستم گفتم که معمولا کپسول را به دیوار میزنن تو خواب چطور لگد زده به ارتفاع یک و نیم متری به کپسول گفت والله نمیدانم ولی شاید به علتی روی زمین بودن.